نویسنده :
مهدی - ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
امشب غزلی دوباره می گویم فرصت بشود، دو پاره می گویم
با مثنـوی یـا ربـاعـی و تـک بـیت از رنگ نگاهت، دوباره می گویم
نویسنده :
مهدی - ساعت ۸:۳۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
گفتــی بـیـا، بــرای پــریدن، خطر کنیم
از مــاندن و نشـسـتـن بیجا، حذر کنیم
مـن آمدم، ولـی، تــو کجایی، عزیزجان
گفتی قرارنیست،که بی هم سفرکنیم
نویسنده :
مهدی - ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
درد فرهنگی ما...|
درد بی فرهنگی ماست!
درد بی حوصلگی،
درد بی معرفتی،
درد بی فکر شدن،
...درد بی بهره ز انصاف شدن،
درد بی رابطگی ست.
درد خودرای شدن،
بستن چشم و فریاد زدن.
درد فرهنگی ما، درد تلخیست که باور داریم، پیش ما نیست!
نپرسید کجاست!!
حیف اما که به ما مربوط است... درد بی فرهنگی ما
← صفحه بعد